ویدئو

توفیق خوددارى از معصیت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

حضرت باقر علیه السلام مى‏فرماید: خداوند به داود وحى فرمود:
نزد بنده‏ام دانیال برو و به او بگو: همانا ترک اولى کردى تو را بخشیدم، باز ترک اولى کردى تو را بخشیدم، بار سوم ترک اولى کردى باز هم تو را بخشیدم، اگر به مرحله چهارم برسد تو را نخواهم بخشید.
داود نزد دانیال آمد و آنچه را حضرت حق فرموده بود به او گفت. دانیال عرضه داشت: اى داود، برنامه حق را به من ابلاغ کردى، چون وقت سحر آمد، دانیال به عبادت برخاست و به حضرت ربّ العزّه عرضه داشت: خداوندا! داود پیغمبر مسائل تو را به من خبر داد که پس از سه
بار ترک اولى مرا نخواهى بخشید، الهى به عزّتت قسم! اگر خود تو مرا از گناه حفظ نکنى، و توفیق خوددارى از معصیت را از من دریغ دارى هر آینه دچار گناه مى‏شوم، هر آینه دچار گناه مى‏شوم، هر آینه دچار گناه مى‏شوم! «۱» آرى، اگر توفیق او رفیق راه نشود، و عصمت او به داد انسان نرسد، و رحمت و لطفش به بدرقه انسان نیاید، پس واى به حال این موجود ضعیف و جرثومه ناتوان در مقابل هجوم این همه خطر و دشمن.
[ «۱۵» اللَّهُمَّ أَیُّمَا عَبْدٍ تَابَ إِلَیْکَ وَ هُوَ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ وَ عَائِدٌ فِی ذَنْبِهِ وَ خَطِیئَتِهِ فَإِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَکُونَ کَذَلِکَ فَاجْعَلْ تَوْبَتِی هَذِهِ تَوْبَهً لَا أَحْتَاجُ بَعْدَهَا إِلَى تَوْبَهٍ تَوْبَهً مُوجِبَهً لِمَحْوِ مَا سَلَفَ وَ السَّلَامَهِ فِیمَا بَقِیَ «۱۶» اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ مِنْ جَهْلِی وَ
أَسْتَوْهِبُکَ سُوءَ فِعْلِی فَاضْمُمْنِی إِلَى کَنَفِ رَحْمَتِکَ تَطَوُّلًا وَ اسْتُرْنِی بِسِتْرِ عَافِیَتِکَ تَفَضُّلًا «۱۷» اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ مِنْ کُلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَکَ أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِکَ مِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِی وَ لَحَظَاتِ عَیْنِی وَ حِکَایَاتِ لِسَانِی تَوْبَهً تَسْلَمُ بِهَا کُلُّ جَارِحَهٍ عَلَى حِیَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِکَ وَ تَأْمَنُ مِمَا یَخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِیمِ سَطَوَاتِکَ‏]
خدایا! هر بنده‏اى که به پیشگاهت توبه کند، و در علم غیبت معلوم است که شکننده توبه است، و بازگشت کننده به گناه و خطایش. من به تو پناه مى‏آورم از این که چنین باشم؛ پس این توبه مرا توبه‏اى قرار ده که پس از آن نیازمند به توبه‏اى نباشم؛ توبه‏اى سبب محو شدن گناهان گذشته، و سلامت از گناه در باقى مانده عمر.
خدایا! از نادانیم به درگاهت عذر مى‏خواهم، و نسبت به زشتى عملم طلب بخشش مى‏کنم؛ پس مرا از باب احسان در پناه رحمت خود آر، و از راه تفضّل به‏ پوشش عافیتت مرا بپوشان.
خدایا! از عملى که با خواسته‏ات مخالفت مى‏کند یا مرا از عرصه محبتت بیرون مى‏برد، مانند اندیشه‏هاى غیر منطقى دلم، و نگاه‏هاى چشمم، و گفته‏هاى بى‏جاى زبانم، به درگاهت توبه مى‏کنم؛ توبه‏اى که هر یک از اندامم به سهم خودش از کیفرت سالم بماند، و از سختگیرى‏هاى دردناکت که متجاوزان از آن مى‏ترسند، در امان قرار گیرد.
توبه ناب‏
شرط توبه آن است که انقلابى در باطن انسان صورت گیرد که یک باره او را بر ضدّ بدى‏هایش بشوراند و سوز او از جان برخیزد تا از همه جا بریده و به خدا بنگرد.
در این دگرگونى باطنى، انسان باید بر ضدّ نفس امّاره شیطان صفت کودتا کند و دشمن داخلى خود را سرکوب و از صحنه جان خود بیرون کند و دل را از آلودگى‏ها پاکیزه سازد، تا قلب آماده ورود فرشتگان گردد.
معاویه بن وهب گفت از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
إِذا تابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَهً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ، قُلْتُ: وَ کَیْفَ یَسْتُرُ عَلَیْهِ؟ قالَ: یَنْسى‏ مَلَکَیْهِ ما کَتَبا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى‏ إِلى‏ جَوارِحِه اکْتُمى‏ عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحى‏ إِلى‏ بِقاعِ الْأَرْضِ اکْتُمى‏ عَلَیْهِ ما کانَ یَعْمَلُ عَلَیْکَ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَى الَّلهُ حِینَ یَلْقاهُ وَ لَیْسَ شَئٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَئٍ مِنَ الذُّنُوبِ. «۱»
هر گاه بنده‏اى مؤمن از سویداى دل توبه خالصانه کند خداوند دوستش بدارد و در دنیا و آخرت زشتى‏هاى او را بپوشاند، عرض کردم: چگونه مى‏پوشاند؟
فرمود: گناهانى را که دو فرشته نگهبان براى او نوشته‏اند از یادشان مى‏برد؛ و خداوند به اعضاى بدن او فرمان مى‏دهد تا گناهان او را پنهان سازند. و به نقطه‏هایى از زمین دستور مى‏دهد تا گناهان او را بپوشاند. پس آنگاه که خداوند او را دیدار مى‏کند چیزى وجود ندارد که به گناهان او گواهى دهد.
امام معصوم علیه السلام در این قسمت‏ها براى نجات نفس از دغدغه‏هاى شیطانى به التماس‏هاى شدید رو آورده است و خواهش‏هاى پى در پى او تمنّاى تأیید الهى را مى‏طلبد، گاهى تأیید خداوند به کمک انسان مى‏آید و او را توفیقات خاصى فرا مى‏گیرد، بنابراین
عملکرد آدمى به علاوه دست توسّل به سوى عنایت‏هاى ربوبى و شفاعت معصومان علیهم السلام در این مسأله نقش بسزایى دارد، اگر انسان بخواهد بر ترک گناه عزم جدى داشته باشد باید تضرّع و صداقت او به درخواست یارى از درگاه خداوند متعال پیوسته متّصل باشد، مانند لامپى که از منبع نور پیوسته روشنایى مى‏گیرد و تاریکى را از بین مى‏برد، پس توبه و انابه به کمک حضرت حقّ ممکن مى‏شود.
اگر انسان قدرت بر اطاعت و توانایى در دورى از گناه را در خود احساس کرد، نباید بر آن مغرور شود؛ زیرا توفیق الهى رفیق راه اوست، گرچه رنج اطاعت و صبر بر گناه بسیار دشوار است ولى پایدارى در آن حالت رحمت و عصمت پروردگار را نیاز دارد.
از این رو خداى منّان به یاران حضرت موسى مى‏فرماید:
ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنتُم مّنَ الْخسِرِینَ» «۲»
آن گاه بعد از [پیمان گرفتن، از وفاکردن به آن‏] سرپیچى کردید، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً از زیانکاران بودید.
از چکیده بیان ائمه اطهار علیهم السلام به دست مى‏آید توبه حقیقى بر دو محور استوار است:
الف- توبه باید از گناهان ظاهر و باطن باشد. گناهان باطنى از قبیل اعتقاد به کفر، شرک، بخل، حسد و عجب که دورى از آنان به کوشش فراوان نیاز دارد.
ب- خیال گناه در ذهن و فکر زدوده شود تا به دایره عمل کشیده نشود. براى بیمه کردن از این موقعیت؛ عشق و محبّت الهى را در جان بنشاند تا دل از وسوسه‏هاى شیطانى و تخلّف فرمان حقّ مصون بماند.
[ «۱۸» اللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِی بَیْنَ یَدَیْکَ وَ وَجِیبَ قَلْبِی مِنْ خَشْیَتِکَ وَ اضْطِرَابَ أَرْکَانِی مِنْ هَیْبَتِکَ «۱۹» فَقَدْ أَقَامَتْنِی- یَا رَبِّ- ذُنُوبِی مَقَامَ الْخِزْیِ بِفِنَائِکَ فَإِنْ سَکَتُّ لَمْ یَنْطِقْ عَنِّی أَحَدٌ وَ إِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشَّفَاعَهِ «۲۰» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ شَفِّعْ فِی خَطَایَایَ کَرَمَکَ وَ عُدْ عَلَى سَیِّئَاتِی بِعَفْوِکَ وَ لَا تَجْزِنِی جَزَائِی مِنْ عُقُوبَتِکَ وَ ابْسُطْ عَلَیَّ طَوْلَکَ وَ جَلِّلْنِی بِسِتْرِکَ وَ افْعَلْ بِی فِعْلَ عَزِیزٍ تَضَرَّعَ إِلَیْهِ عَبْدٌ ذَلِیلٌ فَرَحِمَهُ أَوْ غَنِیٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقِیرٌ فَنَعَشَهُ‏]
خدایا! تنهاییم را در برابرت، و تپیدن دلم را از ترست، و لرزه اندامم را از هیبتت رحم کن. اى پروردگارم! محققاً گناهانم مرا در آستانت در مقام خوارى و رسوایى برپا داشته؛ پس اگر سکوت کنم، کسى از جانب من سخن نمى‏گوید، و اگر از خود شفاعت کنم، شایسته شفاعت نیستم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و کرم و بزرگواریت را نسبت به خطاهایم، شفیع من قرار ده، و با عفوت بر زشتى‏هاى من تفضّل فرما، و به پاداشى که از کیفرت سزاوار آنم پاداشم مده، و دامان احسانت را بر من بگستران، و مرا به پرده پوششت بپوشان، و با من رفتار کن؛ رفتار نیرومندى که بنده خوارى، پیش او به زارى برخاسته، و او بر آن بنده خوار رحمت آورده، یا رفتار توانگرى که تهى دستى نزد او رفته، و او تهى دست را از مال و ثروتش بى‏نیاز کرده.
شفاعت خداوند از گناهکار
انسان‏هایى که مرتکب گناه مى‏شوند دو دسته‏اند:
۱- گروهى خود را در گناه و عصیان غرق مى‏کنند و طغیان و سرکشى را به حدّ نهایى مى‏رسانند، پس آنان در گمراهى و غفلت و نا امیدى به سر مى‏برند.
خداوند قهّار در کمین است و به آنها میدان مى‏دهد و به خودشان وامى‏گذارد تا پشتشان از بار گناه سنگین شود و استحقاق بیشترین مجازات را پیدا کنند. آنان همه پل‏ها را در پشت سر خود ویران مى‏کنند و پرده حیا و شرم را دریده و شایستگى هدایت الهى را از دست داده‏اند. و خداوند نسبت به آنان هیچ گونه رحمت و عفو نشان نمى‏دهد؛ زیرا در آنان آلودگى به گناه مانند بیمارى وبا به جانشان افتاده و روح ایمان را مى‏خورد.
کار به جایى مى‏رسد که سر از تکذیب آیات حق در آورده و فراتر رفته و به استهزا و تمسخر پیامبران و معصومان علیهم السلام وامى‏دارد و سپس حرف حق و راه حقیقت را انکار مى‏کنند و قیامت و بهشت و جهنّم را زیر سؤال مى‏برند و به مرحله‏اى مى‏رسد که دیگر هیچ دلیل و اندرز و هشدارى مؤثّر نیست و تنها تازیانه عذاب دردناک، او را بیدار کند.
برگهاى تاریخ آکنده است از سیه‏روزى و سرانجام ستمگران و جنایت کارانى که به کیفر خداوند نابود شده‏اند.
خداوند متعال در وصف آنان مى‏فرماید:
ثُمَّ کَانَ عقِبَهَ الَّذِینَ أَسُواْ السُّوأَى‏ أَن کَذَّبُواْ بَایتِ اللَّهِ وَ کَانُواْ بِهَا یَسْتَهْزِءُونَ» «۳»
آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانى بود که مرتکب زشتى شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره مى‏گرفتند.
حضرت على علیه السلام در عاقبت آنان که به باطل میل نشان مى‏دهند، فرمود:
وَ لَئِنْ امْهَلَ اللّهُ الظَّالِمَ فَلَنْ یَفُوتَ اخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصادِ عَلى‏ مَجازِ طَرِیقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجى‏ مِنْ مَساغِ رِیقِهِ. «۴»
اگر خداوند ستمکار را مهلت دهد هرگز فرصت مؤاخذه او از دستش نمى‏رود، و بر سر راه او در حالى که گلویش در دست قدرت اوست در کمین است.
۲- گروهى، زیاد به گناه آلوده نمى‏شوند و با زنگ‏هاى بیدار باش مانند فقر و بیمارى و یا مجازات‏هاى متناسب با اعمالشان که ناگهانى پدید مى‏آید؛ هوشیار و به راه حق باز مى‏گردند. اینان هنوز شایستگى هدایت را دارند و با پرده‏پوشى پروردگار در دنیا مشمول شفاعت قرار مى‏گیرند و در حقیقت چوب خداوند و ناراحتى‏هاى وارد بر آنان، نعمت محسوب مى‏شود.
خداوند حکیم در حق آنها مى‏فرماید:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِى النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» «۵»
در خشکى و دریا به سبب اعمال زشتى که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهى نمودار شده است تا [خدا کیفر] برخى از آنچه را انجام داده‏اند به آنان بچشاند، باشد که [از گناه و طغیان‏] برگردند.
رسول اللّه صلى الله علیه و آله درباره الطاف خداوند براى تنبیه انسان مى‏فرماید:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذا قارَفَ الذُّنُوبَ ابْتُلِىَ بِها بِالْفَقْرِ، فَإِنْ کانَ فى‏ ذلِکَ کَفَّارَهٌ لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ابْتُلِىَ بِالْمَرَضِ، فَإِنْ کانَ فى‏ ذلِکَ کَفَّارَهٌ لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ابْتُلِىَ بِالْخَوْفِ مِنَ السُّلطانِ یَطْلُبُهُ، فَإِنْ کانَ ذلِکَ کَفَّارَهً لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ضَیَّقَ عَلَیْهِ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِهِ، حَتَّى یَلْقَى اللَّهَ حینَ یَلْقاهُ وَ ما لَهُ مِنْ ذَنْبٍ یَدَّعِیِه عَلَیْهِ فَیَأْمُرُ بِهِ إِلَى الْجَنَّهِ وَ إِنَّ الْکافِرَ وَ الْمُنافِقَ لَیُهَوَّنُ عَلَیْهِما خُرُوجُ أَنْفُسِهِما حَتَّى یَلْقَیانِ اللَّهَ حِیْنَ یَلْقَیانِهِ وَ ما لَهُما عِنْدَهُ مِنْ حَسَنَهٍ یَدَّعِیانِها عَلَیْهِ فَیَأْمُرُ بِهِما إِلَى النَّارِ. «۶»
هر گاه مؤمن گناه کند، به سبب آن گناهان گرفتار فقر شود. اگر آن فقر، گناهان را پاک نکرد، به بیمارى مبتلا شود و اگر آن هم گناهانش را نزدود به ترس از تعقیب قدرت حکومت گرفتار شود و اگر این نیز گناهش را پاک نکرد هنگام مردن به سختى جان دهد تا آن
که سرانجام خدا را بدون گناهى که به سبب آن بازخواست شود، دیدار کند و دستور دهد که او را به بهشت برند، امّا کافر و منافق در هنگام مرگ، جانشان به آسانى بیرون مى‏رود تا هنگامى که در محضر عدل پروردگار حاضر مى‏شوند، حسناتى در نامه اعمال آنها نباشد تا ادعایى کنند و سپس دستور مى‏رسد که آنان را به سوى دوزخ هدایت کنید.
بنابراین تا همه پرده‏ها پاره نشده است و رسوایى‏ها بر سر زبان فرشتگان و مردم نیفتاده، باید کارى کرد.
[ «۲۱» اللَّهُمَّ لَا خَفِیرَ لِی مِنْکَ فَلْیَخْفُرْنِی عِزُّکَ وَ لَا شَفِیعَ لِی إِلَیْکَ فَلْیَشْفَعْ لِی فَضْلُکَ وَ قَدْ أَوْجَلَتْنِی خَطَایَایَ فَلْیُؤْمِنِّی عَفْوُکَ فَمَا کُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّی بِسُوءِ أَثَرِی وَ لَا نِسْیَانٍ لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِیمِ فِعْلِی لَکِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُکَ وَ مَنْ فِیهَا وَ أَرْضُکَ وَ مَنْ عَلَیْهَا مَا أَظْهَرْتُ لَکَ مِنَ النَّدَمِ «۲۲» وَ لَجَأْتُ إِلَیْکَ فِیهِ مِنَ التَّوْبَهِ فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِکَ یَرْحَمُنِی لِسُوءِ مَوْقِفِی أَوْ تُدْرِکُهُ الرِّقَّهُ عَلَیَّ لِسُوءِ حَالِی فَیَنَالَنِی مِنْهُ بِدَعْوَهٍ هِیَ أَسْمَعُ لَدَیْکَ مِنْ دُعَائِی أَوْ شَفَاعَهٍ أَوْکَدُ عِنْدَکَ مِنْ شَفَاعَتِی تَکُونُ بِهَا نَجَاتِی مِنْ غَضَبِکَ وَ فَوْزَتِی بِرِضَاکَ‏]
خدایا! از کیفرت برایم حمایت کننده‏اى نیست؛ پس باید عزّت و تواناییت حمایتم کند، و برایم در پیشگاه تو شفیعى نیست؛ پس باید احسانت شفیع من شود، و گناهانم مرا ترسانده؛ پس باید عفوت مرا امان دهد. پس آنچه به زبان آوردم، از باب نادانیم نسبت به کردار زشتم، و از روى فراموشى در مورد عمل بر گذشته‏ام نیست؛ بلکه براى آن است که آسمانت و هر که در آن است، و زمینت و هر که
روى آن است، صداى ندامتى که براى تو آشکار کردم، و فریاد توبه‏اى که در سایه آن به تو پناه بردم، بشنود تا مگر برخى از آنان به خاطر رحمتت بر بدى وضعم رحم کند، یا رقّت بر من به سبب بدى حالم او را دریابد، تا از جانب خود دعایى به من کند، که از دعاى خود من، نزد تو به اجابت نزدیک‏تر باشد، یا از طرف او شفاعتى به من برسد، که از شفاعت من استوارتر جلوه کند؛ شفاعتى که نجاتم از خشمت، و دستیابیم به خشنودیت به آن باشد.
[ «۲۳» اللَّهُمَّ إِنْ یَکُنِ النَّدَمُ تَوْبَهً إِلَیْکَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِینَ وَ إِنْ یَکُنِ التَّرْکُ لِمَعْصِیَتِکَ إِنَابَهً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِیبِینَ وَ إِنْ یَکُنِ الاسْتِغْفَارُ حِطَّهً لِلذُّنُوبِ فَإِنِّی لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ «۲۴» اللَّهُمَّ فَکَمَا أَمَرْتَ بِالتَّوْبَهِ وَ ضَمِنْتَ الْقَبُولَ وَ حَثَثْتَ عَلَى الدُّعَاءِ وَ وَعَدْتَ الْإِجَابَهَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اقْبَلْ تَوْبَتِی وَ لَا تَرْجِعْنِی مَرْجِعَ الْخَیْبَهِ مِنْ رَحْمَتِکَ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ عَلَى الْمُذْنِبِینَ وَ الرَّحِیمُ لِلْخَاطِئِینَ الْمُنِیبِینَ «۲۵» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ کَمَا هَدَیْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ کَمَا اسْتَنْقَذْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَاهً تَشْفَعُ لَنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ یَوْمَ الْفَاقَهِ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ هُوَ عَلَیْکَ یَسِیرٌ]
خدایا! اگر پشیمانى از گناه، در پیشگاهت توبه است، من از همه پشیمانان، پشیمان‏ترم، و اگر ترک گناهانت بازگشت است، من اولین بازگشت کننده‏ام، و اگر استغفار، ریزنده گناهان است، من از مستغفرینم.
خدایا! چنانکه به توبه کردن فرمان دادى، و پذیرفتنش را ضمانت فرمودى، و به دعا ترغیب کردى و اجابتش را وعده دادى؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و توبه‏ام را بپذیر، و مرا از درگاهت باز مگردان؛ بازگشت کسى که از رحمتت ناامید است. همانا تو پذیرنده توبه گناهکارانى، و رحم کننده بر خطاکاران بازگشت کننده‏اى.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست چنانکه ما را به وسیله او راهنمایى کردى، و بر محمّد و آلش درود فرست چنانکه ما را به سبب او، از جهالت و گمراهى رهانیدى، و بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودى که در روز قیامت و روز نیاز به تو، از ما شفاعت کند. تو بر هر کارى توانایى و خواسته من بر تو آسان است.
منبع:پایگاه عرفان
پی نوشت ها:
(۱)- بحار الأنوار: ۶/ ۲۸، باب ۲۰، حدیث ۳۱؛ ثواب الأعمال: ۱۷۱.
(۲)- بقره (۲): ۶۴.
(۳)- روم (۳۰): ۱۰.
(۴)- نهج البلاغه: خطبه ۹۶.
(۵)- روم (۳۰): ۴۱.
(۶)- بحار الأنوار: ۷۸/ ۱۹۹، باب ۱، ذیل حدیث ۵۶؛ جامع الأخبار: ۱۱۵.

 

 

 

پرداخت آنلاین نذورات

 

از طریق درگاه امن

 

حدیث روز

حضرت علی علیه السلام اَلْخَيْرُ لا يَفْنى؛ كار خير هرگز فانى نمى شود. شرح غررالحكم: ج 1، ص 229

سایت های مرتبط

 

RSS

ذکر ایام هفته

ذکر روزهای هفته

اوقات شرعی

تماس با ما


آدرس:
ساری، خ انقلاب، ساختمان شماره 2 استانداری، طبقه دوم

ایمیل:info[at]mazandatabat[dot]ir

شماره تماس: 01133310322

شماره حساب ها:

49/7878 بانک سپه

1025 بانک ملی